السيد موسى الشبيري الزنجاني
7167
كتاب النكاح ( فارسى )
كه دلالت اين روايات بر عدم مهر در صورت فوت محكوم عليه قبل از حكم كردن حاكم روشن است . البته به قرينه ساير رواياتى كه در صورت عدم دخول مهر را كلًا نفى كردهاند و رواياتى كه در صورت دخول مهر المثل را ثابت دانستهاند ، مقصود در اين دو روايت هم صورت قبل از دخول است . بررسى سند دو روايت : اما روايت محمد بن مسلم فقط عبد لكريم بن عمرو در سندش در موردش اختلاف تعبيرى بين شيخ و نجاشى واقع شده است ؛ مرحوم شيخ و بعضى ديگر گفتهاند « واقفى خبيث » ولى مرحوم نجاشى گفته « ثقة ثقة » و معنايش اين است كه در مطالبى كه به وقف او ربطى ندارد وثاقت دارد . و احتمال قوى دارد كه او هم مثل بزنطى ابتداء از واقفه بوده ولى بعداً برگشته است ، و اين رواياتى كه مثل بزنطى از او نقل كردهاند مربوط به زمان استقامت او بوده است . به هر حال سند اين روايت لااقل موثقه است . و اما روايت صفوان بن يحيى عن ابى جعفر مردعه : مرحوم مجلسى اول در « روضة المتقين » طبق نسخه ديگرى « بمردعه » هم نقل كرده است و مىگويد اين تصحيف شده است و اگر بعضى جهات نبود مىگفتيم كه « ببزرعه » است و بزرعه شهر مهمى بوده است و معنا اين مىشود كه صفوان از ابى جعفر در بزرعه اين مطلب را شنيد ، منتها چون بزرعه از بلاد آذربايجان است ، خيلى بعيد است كه صفوان به آنجا رفته باشد و چنين چيزى در شرح حال او نقل نشده است . در عدهاى از كتب مانند « وافى » - كه اين دو روايت را بر خلاف « وسائل » و « جامع احاديث الشيعة » كه آنها را به صورت متفرق در بابهاى مختلف آوردهاند ، در يك باب ذكر نموده است - ، « وسائل » ، « كفايه » سبزوارى ، « حدائق » و « جواهر » اصلًا اين تعبير وجود ندارد و در بعضى هم خود مؤلف ابى جعفر را به احول كه